روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
294
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
شب سوم به مجرد آنكه اردو زدند تيمور فرمان داد كه همه زنهايى كه با سربازانش آمده بودند خود بر سر گذارند و رخت جنگ مردان بتن كنند تا تصور شود كه سربازند . ضمنا مردان نيز با او بايد سوار شوند و فورا با او بسوى گدار به راه افتند . هر سوار دهانهء اسب يدكى را مىكشيد . بدين نحو اردوگاه بدست زنان به ظاهر جنگاور افتاد كه بندگان و اسيران نيز بدست آنان سپرده شده بود . آنگاه تيمور با شتاب سه روزه به همان گدار رفت . چون بگدار رسيد شب توقف كرد و فرداى آن روز از رود گذشت و در كنار رودخانه به راه افتاد و در ساعت نه صبح بر اردوى طغتمش زد و او را وادار بگريز كرد و آنچه داشت و اندك نبود به غنيمت گرفت . اما طغتمش خود گريخت و جان بدر برد . اين جنگى بزرگ و مشهورست . زيرا كه طغتمش خان گروهى انبوه زير فرمان داشت . تيمور همواره اين پيروزى را از مهمترين فتوحات خويش بشمار ميآورد . و براستى كه اين پيروزى از غلبه بر سلطان بايزيد ترك نيز مهمترست . بهر حال پس ازين واقعهء هولانگيز طغتمش خان بار ديگر لشكريان خود را گرد آورد كه بلكه تيمور را غافلگير كند و پيش ازو خود را به سرزمين تاتار برساند زيرا در آن سرزمين همواره چيرگى و غلبه با او بوده است . شكست دوم طغتمش خان را به كلى نوميد ساخت و بار ديگر گريخت . كسان او نيز كاملا نوميد شدند و گفتند كه بخت بر طغتمش پشت كرده است و ديگر در جنگها پيروز نخواهد شد . سران تاتار اينك به پيكار با يكديگر پرداختند و اين پيكار تا آنجا ادامه يافت كه شخصى بنام ايديكو « 1 » كه در گذشته در سپاه تيمور خدمت ميكرد برخاست و قدرت بدست آورد . اوست كه اينك رقيب و حريف تيمورست و تاتاران از او فرمانبردارى و پيروى ميكنند و نسبت به تيمور سرسپردگى ندارند .
--> ( 1 ) - Idiku